تاب آوری اقتصادی، حدی دارد
#عمادالدین_باقی
سرمقاله روزنامه سازندگی شماره ۲۳۶۴ چهارشنبه ۶ آبان ۱۴۰۵
✍️ اقتصاددانان و روزنامه نگاران و فعالان مدنی و اجتماعی پیوسته درباره فقر و تنگی معیشت مردم و آثار آن هشدار داده و می دهند و شاید از این جهت سخن تازه ای در این نوشتار نباشد اما اهمیت حیاتی پاره ای از موضوعات ایجاب می کند که تکرار و تاکید شوند به ویژه هنگامی که دردها شنیده نمی شوند و کشور هم در شرایط جنگی است.
مقامات آمریکایی مکرراً از اقتصاد متلاشی شده و تورم در ایران سخن میگویند. ترامپ چند بار از اینکه موفق شده اند تورم 301 درصدی در ایران ایجاد کنند سخن گفته و آخرین بار مدعی شد«با تأکید بر ادامه فشارهای اقتصادی و محاصره دریایی جمهوری اسلامی، ایالات متحده توانایی پایان دادن سریع به رویارویی با حکومت ایران را دارد، اما باید تصمیم بگیرد که کار آن را یکسره کند یا اجازه بدهد به تدریج از درون تحلیل برود. «آنها تورم دارند و پول ندارند» و نتیجه گرفت که یا باید دوباره عملیات خشم حماسی را انجام بدهیم و یا بگذاریم به خاطر همین فقر و تورم از درون بپوسد(صدای امریکا جمعه ۰۱ آبان ۱۴۰).
همین سخنان نشان می دهد باید معیشت مردم مقدم بر هرچیز دیگری باشد و جنگ اصلی، انهدام اقتصادی و جنگ نظامی پشتیبان آن است. زمامداران نباید این مخروط را وارونه ببینند.
این یک قانونمندی گریز ناپذیر اجتماعی است که تجربه تاریخی و تجربه همه جوامع نشان میدهد که شرایط اقتصادی میتواند یکی از مهمترین عوامل شورشهای اجتماعی باشد. گرچه در مقایسه با کشورهای اروپایی که فقط به خاطر افزایش قیمت نفت و اندکی تورم در چند ماه اخیر بر اثر بحران تنگه هرمز در روزهای اخیر دچار بحران و شورش شده اند، مردم ایران در ۴۵ سال گذشته تاب آوری فوق العاده ای از خود نشان دادهاند که بخشی از انها چاره دیگری نداشتند و بخشی هم از روی اعتقاد، تحمل کرده اند. امروز شاید ان دسته از غربیهایی که سالها ایران را تحت تحریم گذاشتند بفهمند در این چند دهه چه بلایی بر سر یک ملت آوردهاند.
نمودار تورمی در ایران مثال زدنی شده است، نموداری که شورش های متعددی را در سال های گذشته رقم زده و طمع قدرت های خارجی را برانگیخته و از بسترهای جنگ شده و سرنوشت جنگ را هم رقم خواهد زد. برای مثال یک خانه ۷۵ متری که سال ۱۳۷۳ در قیطریه به قیمت پنج میلیون وهفتصد و پنجاه هزارتومان (5750 هزارتومان) فروش رفته امروز با وجود اینکه ۵۰ سال از عمر ان گذشته گفته می شود متری 500 میلیون تومان یعنی حدودا هزار برابر شده است.
این ضریب قیمتی کم و بیش در بسیاری از اموال منقول و غیرمنقول دیگر صدق میکند.معمولا بی درنگ تحریم ها عامل اصلی این وضعیت معرفی می شوند که نه از زمان آغاز چالش هسته ای بلکه از اوائل تشکیل جمهوری اسلامی کلید زده شد. بحث انرژی هسته ای و پیامدهای آن بر اقتصاد ایران و “هزینه و فایده کردن”ش، موضوع مهم و مستقلی است و نگارنده هم همواره هزینه آن را بیش از منافع آن می دانسته و اکنون پرداختن به آن ما را از موضوع این یادداشت دور می کند ولی اجمالا می توان گفت تحریم ها فقط یکی از دلایل مهم این وضعیت وخیم اقتصادی است و بی کفایتی مدیریتی و سیاستهای اقتصادی و سیاسی در داخل وخارج نیز نقش موثری در تشدید آن داشتهاند.
نمی توان یکسره با مطرح کردن دشمن و تهدیدهای خارجی یا بهره برداری از عواطف و عقاید مذهبی جامعه (که وقایع دیماه 404 نشان داد امروز دچار شکاف شده) مردم را به شکیبایی فراخواند. حقیقت این است که هیچ تاب آوری بیانتهایی وجود ندارد. مردمی که برای حداقل معاش یا اجاره خانه و سرپناه شان عاجز باشند را با وعدههای ایمانی و آرمانی می توان برای مدتی آرام نگه داشت اما نه برای همیشه.
این فقط یک قانون جامعه شناختی نیست که امروزه دانشمندان علوم اجتماعی بیان میکنند، سخنی است که ۱۴ قرن پیش، انکه پیامبر خدا و در بالاترین حد خداباوری بود گفت: “وقتی فقر از دری بیاید ایمان از در دیگر بیرون میرود”. همچنین در سخن دیگری گفت:” هر آینه فقر به کفر میانجامد”.
آنچه موجب میشود که این هشدار را جدیتر از همه بدانیم نه فقط تجربه وقایع خونین دیماه۱۴۰۴ بلکه این واقعیت تلخ است که سخنان بسیاری از مقامات سیاسی، نظامی و روحانی آشکارا نشان میدهد که هیچ گوشه چشمی به این واقعیت تعیین کننده ندارند.
دولت پزشکیان تلاش های ستودنی به ویژه که در بحبوحه جنگ داشت که نگذاشتند کمبود کالاهای اساسی به وجود بیاید ولی شکاف درآمدی میان بخش عظیمی از جامعه و تصمیم گیران و تصمیم سازان و مبلغان حکومتی و هزاران نفر در هلدینگها و هیئت مدیره شرکتها با حقوقهای چند صد میلیون تومانی و نوکیسه ها به گونهای است که اجازه نمیدهد آنان همین واقعیت بدیهی و نزدیک بودن بیش از حد خطر را درک کنند. اینجاست که معیشت مردم می تواند سرنوشت جنگ را تغییر بدهد.
باید از طریق توانمند سازی اقتصاد خانوار، میزان تاب آوری را افزایش داد و هر سیاستی که در این راستا نباشد، در خدمت دشمن است. بدون عزت شهروندان نمی توان عزت ملی را پاس داشت.
جنگ برای نمایش ابرقدرتی و جنگ دفاعی برای صلح و امنیت و رفاه اجتماعی، دو نتیجه و راهبرد کاملا متفاوت دارد. اصل اساسی هر تصمیمی درباره مذاکره و یا تنگه هرمز باید در درجه نخست امنیت و رفاه مردم باشد نه پوزه دشمن به خاک مالیدن و ابرقدرت شدن. ابرقدرت شدن بر ستون رضایت عامه ( نه فقط رضایت هواداران) میسر است نه برعکس. به قول امام علی: لاَ تَدْفَعَنَّ صُلْحاً دَعَاکَ إِلَيْهِ عَدُوُّ کَ لِلَّهِ فِيهِ رِضيً، فإِنَّ فِي الصُّلْحِ دَعَةً لِجُنُودِکَ، وَرَاحَةً مِنْ هُمُومِکَ، وأَمْناً لِبِلاَدِکَ(هرگز پيشنهاد صلح از طرف دشمن را که خشنودي خدا در آن است رد مکن، که آسايش رزمندگان، و آرامش فکري تو، و امنيت کشور در صلح تامين مي گردد). نمونه ای از راهبرد عملی در مقاله « تنگه هرمز راهی به سوی صلح»(سرمقاله روزنامه سازندگی، سه شنبه۳۱شهریور۱۴۰۵) بیان شده است.
کانال تلگرامی گفتارهای باقی
https://t.me/emadbaghi
کانال “گفتارهای باقی” در سکوی بله
http://ble.ir/emadeddinbaghi
خبرهای مرتبط
سخنگوی سپاه: به اذن الهی در جنگ نهایی ابرقدرت مطلق جهان خواهیم شد. این تقابل میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای ایران داشته باشد و بر سرنوشت ملتهای دیگر نیز اثر بگذارد.
