#عمادالدین _باقی
✍️ چهارشنبه ۳ مرداد ۱۴۰۳ به دعوت کانون زندانیان سیاسی مسلمان قبل از انقلاب، نشستی در باغ موزه زندان قصر برگزار شد. موضوع سخنرانی من عبارت بود از “زندان تجسم جامعه بسته و مدل حکمرانی” که در آن همانطور که از عنوان سخنرانی برمیآید بحث کوتاهی بود درباره رابطه چگونگی زندان و زندانبانی با مدل حکمرانی با تاکید بر لزوم شفافیت و خودداری از تبدیل کردن زندان و بسیاری از نهادهای دیگر به حوزه ممنوع از نظارت و توضیح اینکه تاریکخانهها چگونه باعث ایجاد ظلم و فساد میشوند. هرچند در مقام مقایسه زندانهای قبل و بعد از انقلاب نبودم چون اساساً چنین مقایسهای کاری دشوار است و روش علمی پیچیدهای دارد و کمی بی دقتی، باگهای زیادی در بحث ایجاد می کند اما نکتهای از سخنان من و به تبع آن سوال و جوابها موجب لغزش بحث به سوی مقایسه گردید و بسیار بحث انگیز شد. البته این بحثها منشا برکاتی شد از جمله اینکه اغلب حاضران که سالها زندانی سیاسی قبل از انقلاب بودند به بیان خاطرات خود از زندانها و شکنجههایی که بر آنها اعمال شده بود پرداختند بدون اینکه منکر آنچه بعد از انقلاب رخ داده است بشوند. این بحثها نشان میداد بعد از ۴۵ سال چقدر واجب است گفتگو درباره مسئله زندان و آنچه در ایران گذشته است.
یک ساعت زودتر از برنامه به همراه همسرم خانم فاطمه کمالی آنجا حضور پیدا کرده و از موزه زندان قصر بازدید کردیم و عزیزان، آقایان سید داوود اسدی خامنه و آقای مجید لباف که خودشان قبل از انقلاب در این زندان تحمل محکومیت کرده ( و آقای لباف بعد از انقلاب هم مدت مدیدی در زندان بودند ) و تاریخ زنده و مجسم این برهه و این زندان بودند، توضیحات بسیار مفیدی ارائه دادند. فکر میکردم این توضیحاتشان باید ضبط میشد تا آیندگان از زبان خود اینها ببینند و بشنوند. نکته دردناک اینکه بعضی از بندها از جمله یکی از بندهای اصلی تخریب و تبدیل به پارک شده بود و معلوم شد عدهای از زندانیان که متوجه میشوند زندان قصر در حال از بین رفتن و تبدیل به پارک است بقایای آن را نجات داده اند.
بازدید ما از زندان قصر، قبل از سخنرانی یک حسن داشت و یک عیب. حسنش آن بود که کمک میکرد واقع بینانهتر در مورد قبل از انقلاب سخن بگویم. عیبش آن بود که با دیدن بعضی از سلولها خاطراتی برایم یادآوری و حالم منقلب شد و برای من که همیشه می کوشیدم مراقب باشم تحت تاثیر تجربهها و خاطرههای تلخ خود در مورد زندانهای قبل و بعد از انقلاب قضاوت نکنم، کار را دشوار میکرد.
یکی از نکات جالب در این نشست حضور نسل “زِد” در کنار مبارزین سیاسی قبل از انقلاب بود که به دلیل طولانی شدن برنامه و قبل از پایان آن عدهای از آنها نشست را ترک کردند و حضور تعداد کمتری از آنان در عکس دیده میشود.
📡 کانال گفتارهای باقی
https://t.me/emadbaghi
وبسایت
www.emadbaghi.com
این مطلب در فیس بوک، اینستاگرام و ایکس هم منتشر شده و در زیر فقط برخی از کامنت های کانال تلگرام نقل می شود:
r s:
کاش فایل صوتیش رو می گذاشتید اینجا. موضوع جالبی بود…
ولی چرا من از اسم این انجمن دچار وحشت شدم باز! کانون زندانیان سیاسی مسلمان! 🤨
Emad Baghi:
با سلام. فایل صوتی یا تصویری را بعد از آماده سازی جهت انتشار ایم میفرستند و بارگذاری میکنم اما اسم انجمن هم سالها پیش بر اساس اقدام جمعی همین افراد معین شده و خوب است یکی از بنیانگذارانش توضیحات لازم را درباره چرایی این پسوندگذاری ارائه بکنند.
سنباد:
.
جناب باقی !
اولا من هم ماند دوست بالا از اسم این انجمن حیرت کردم و تاسف خوردم .
چرا انجمن زندانیان سیاسی مسلمان !؟
آنطور که من میدانم اکثریت قریب به اتفاق زندانیان سیاسی قبل از انقلاب در زندان قصر ادعای مسلمانی نداشتند .
آن عده معدوی هم که روحانی بودند یا ادعای مسلمانی داشتند بسیاری شان بعد از انقلاب پست و مقام گرفتند و بسیاری از آنها مسبب جنایات و بوجود آمدن و ضع موجود هستند
البته تعدادی از آنها هم حذف سیاسی یا فیزیکی شدند .
ضمنا خود من از کسانی هستم که قبل از انقلاب مدتی در همین زندان قصر زندانی بودم .
🌺
Davoud:
درود به شرفتان
سنباد:
.
جناب باقی !
حال که به دعوت کانون زندانیان سیاسی مسلمان قبل از انقلاب نشستی داشتید واحتمالا نظر آنها را در مورد زندان قصر تا حدودی میدانید ، لطفا در همین گفتگو در اختیار من و سایر دوستان بگذارید تا با آنچه خود میدانم مقایسه کنم .
ودر ضمن وضعییت زندانیان سیاسی زمان شاه را بتوانیم با زمان جمهوری اسلامی مقایسه کنیم .
در هر حال من شرحی در باره زندان قصر که تنها و بزرگترین زندان سیاسی زمان شاه بود ( زندان اوین بعد ها در سالهای آخر زمان شاه ساخته شد ) برای اطلاع شما و سایر دوستان خواهم نگاشت .
🌺
Mahdi:
اسم انجمن در سال ۷۷ که تاسیس شد انتخاب گردیده و بدیهیست در آن زمان و حال حاضر فعالیت قانونی مجموعه وابسته به نام مورد تایید وزارت کشور بوده و هست.
اما در این انجمن همه اقشار با تفکرات مختلف وجود دارد
S.M. Tabatabaei:
سلام جناب باقی و سایر دوستان.
من بر خود لازم میدانم به عنوان یکی از حاضرین در جلسه فوق و هم چنین یکی از زندانیان سیاسی قبل از انقلاب، از قبول دعوت همبندان، برای سخنرانی در ان جمع خودمانی و مخصوصا، گزارش دقیق و بیطرفانه جنابعالی از این جلسه صمیمانه تشکر نمایم.
علیرغم دیدگاههای گاها متفاوت همبندان اینجانب با جنابعالی، صادقانه مباحث را توضیح دادید.
Emad Baghi:
ممنون از لطف و بزرگواری شما. سعادتی بود که در خدمت تان باشم.
سنباد:
.
بزرگوار !
در سال ۷۷ این انجمن تشکیل گردیده ، یعنی ۲۰ سال بعد از انقلاب ، چرا ؟
در این ۲۰ سال بسیاری از زندانیان سیاسی سابق یا از ایران خارج شدند یا فوت کردند .
چرا اسمش را انجمن اسلامی زندانیان قبل از انقلاب گذاشتند ؟
چرا باید چنین انجمن هایی هم مورد تایید وزارت کشور قرار گیرند ، مگر کار سیاسی میکنند یا وزارت کشور به آنها یارانه میدهد ، یا از رانتی استفاده میکند؟
در هرحال انجمنی که ۲۰ سال پس از انقلاب تشکیل شده و اسم اسلامی را برخود میگذارد طبیعی است افراد زیادی که ادعای مسلمانی ندارند به آن توجه نمی کنند و عضو آن نمی شوند و نماینده قلیلی از زندانیان سیاسی سابق خواهد بود.
اگر میشود بفرمایید که این انجمن چند نفر عضو دارد و علت تاسیسش چیست ؟
🌺
Mahdi:
سلام و ارادت
اینکه چرا تا آن زمان تشکیل نشده است رو بنده هم حقیقتا اطلاع ندارم.
اما اینکه چه مزایایی برایشان دارد ثبت رسمی وزارت کشور این هست که افراد با توجه به حبس ای که کشیده اند و مقدار شکنجه ها درصورت اثبات حق جانبازی میگیرند اطلاعی هم که دارم یارانه وزارت کشور به این انجمن تعلق نگرفته دلیل آن را هم نمیدانم.
تعداد اعضای این انجمن نزدیک به ۲۰۰۰ نفر است که تعدادی از آنها فوت شدهاند شاید نزدیک به ۴۰۰ نفر
علت تاسیس آن را در سایت کانون مطالعه کنید دبیرکل کانون مفصل توضیح داده است.
سنباد:
.
جناب باقی !
با تشکر از توضیحات شما .
همانطور که نوشتم من خود در زمان شاه مدتی زندانی سیاسی و ابتدا در زندان کمیته مشترک ضد خرابکاری بودم که محل بازجویی و اعتراف گیری بود و بعد از طی مراحل بازجویی به زندان قصر منتقل شدم و تا آزادی در یکی از بندهای زندان قصر بودم .
البته تا این کامنت شما من از وجود چنین انجمنی خبر نداشتم .
در مورد شکنجه به اطلاع شما میرسانم که شکنجه در زمان شاه به گونه ای نبود که باعث جانبازی یا نقض عضو شود .
شکنجه در زندان کمیته مشترک ضد خرابکاری ( که بعد از انقلاب تبدیل به زندان توحید شد که زندانی مخفی و شکنجه گاه بود و پس از افشاگری های نمایندگان مجلس زمان آقای خاتمی تعطیل شد و الان تبدیل به موزه ای به نام موزه عبرت شده است که میتوان بازدید کرد و حوالی وزارت خارجه فعلی است که پیشنهاد میکنم شما و دوستان آن را ببینید ) در مورد تمام زندانیان به جز زندانیانی که دست به مبارزه مسلحانه زده بودند شلاق زدن با کابل در کف پا بود و طوری نمی زدند که کسی ناقض العضو شود .
در مورد کسانی که در درگیری های مسلحانه دستگیر میشدند و موقع دستگیر شدن موفق نمی شدند با سیانوری که در دهان دارند خود را بکشند برای کشف اعضای شبکه که اکثرا فدائیان خلق یا مجاهدین خلق بودند ، شکنجه های دیگری غیر از شلاق اعمال میشد و معمولا آنها را زیر شکنجه میکشتند و زنده نمی گذاشتند وبه دروغ اعلام میکردند در درگیری های مسلحانه کشته شده است .
( البته به فرض محال کسی هم در زندان شاه بر اثر شکنجه ناقض العضو میشد اثبات آن پس از گذشت بیش از ۲۰ سال به نظرم غیر ممکن است )
تعداد این کشته شدگان تقریبا همان است که شما دریکی از کتابهای خود نوشتید .
پس از بازجویی ها زندانی به زندان قصر تحویل داده میشد و در زندان قصر هیچ گونه شکنجه ای به زندنی اعمال نمی شد و در کل زندان قصر برخلاف زندان کمیته مشترک زندانی علنی و اعلام شده و غیرمخفی و زیر نظر نهاد های بین المللی حقوق بشری جهان بود وهمه موارد حقوق بشری در زندان قصر رعایت میشد .
در زندان قصر کودک زندانی یا حتا زن زندانی وجود نداشت .
در زندان قصر زندانی منتظر اعدام وجود نداشت .
وبه محض پایان زمان محکومیت زندانی آزاد میشد .
مدت زندان هم از روز دستگیری محاسبه میشد .
تعداد کل زندانیان سیاسی زمان شاه از زمان کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ تا انقلاب حدود ۲۰۰۰۰ نفر تخمین زده شده است .
🌺