عمادالدین_باقی
✍️گرچه ما در این کشور به شگفتی آفرینی های روزانه باید عادت کرده باشیم اما باز هم شنبه یکم آذرماه وقتی شنیدم آقای اصغر صباغپور را از دفتر کار شخصی شان بازداشت کرده و با خود بردهاند شگفت زده شدم. گرچه به عنوان یک وظیفه انسانی و حقوق بشری، همه زندانیان و دفاع از حقوق شان باید برای من یکسان باشد اما همکاری چند ساله با آقای صباغپور در دوره بازنشستگی شان در یک نهاد مدنی اجتماعی در جنوب تهران که صرفاً خدمات اجتماعی ارائه میدهد دلیل مضاعفی است برای توجه ویژه به وضعیت ایشان.
آقای صباغ پور شخصیتی فرهنگی است و کتاب ها و مقالاتش شاهدی بر اندیشه های سازنده اوست. وی چندین سال است که بازنشسته شده اما شاید به دلیل پیشینه شغلی او، دیدگاههای انتقادی امروزش در مورد شرایط موجود کشور و نهادها و ساختارها موجب واکنش و دلیل بازداشت شده باشد. با شناختی که از او دارم انتظار نمی رود مرتکب خطایی شده باشد که مستلزم بازداشت باشد و این پرسش وجود دارد که اگر نیاز به تحقیقات بود مگر بدون بازداشت این کار انجام نمیشد؟ وقتی طبق ماده ۱۶۸ آیین دادرسی کیفری تا قبل از تدارک ادله کافی، حق احضار یا جلب ندارند اگر ادله کافی وجود داشته باشد چه نیازی به بازداشت است؟ کی میخواهند به سنت سیئه گشاده دستی در بازداشت برای تحقیقات پایان دهند؟ اصولاً بازداشت، دهمین قرار تامین است و به جرایم سنگینی مانند قتل و جاسوسی اختصاص دارد و برای جلوگیری از امحاء ادله جرم و یا بیم تبانی و فرار انجام میشود. در غیر این صورت ۹ دسته قرار تامین دیگر وجود دارد که برای فردی مانند آقای صباغپور، اولین آن موجه است اما چرا ناگهان به سراغ دهمین قرار میروند؟ آیا به دلیل حقیر شمردن قوانین و بیتوجهی به آیین دادرسی کیفری است؟ آیا قرار است پیامی به دیگران داده شود؟ در هر صورت آنچه مسلم است عوارض و عواقب منفی این کار بسیار بیش از هر دلیلی است که برای این نوع بازداشتها وجود دارد.
ادامه این نوع بازداشت ها نشان می دهد جنگ۱۲ روزه که کشور یک باریکه مو تا فروپاشی فاصله داشت، درس عبرت نشده است. هرچند در همان چند روز نخست، بر اثر شوک وارده، این پرسش به وجود آمد که چرا انقدر مشغول درگیری های غیرضروری با دیگران شدند که از فعالیت های گسترده دشمن زیر گوش خود غافل ماندند و مسئولان نیز در ستایش مردم و حتی منتقدانی که نارضایتی ها را کنار گذاشته و در دفاع از ایران متحد شدند سخن گفتند اما به سرعت دوباره به تنظیمات غلط پیشین بازگشتند و با این اقدامات آنهم در شرایطی که هنوز خطر جنگ بر ایران سایه انداخته و فشارهای اقتصادی بر مردم نفسگیر شده، ضربات مهلکی از درون به امید و همدلی ملی وارد می کنند، ولی فرصت ها همیشه تکرار نمی شوند.
البته بازداشت های ناموجه، معضل رایجی درباره بسیاری از شهروندان شده و آنقدر رخ داده که بارها اعتراض خود مسئولان قضایی و رئیس قوه قضاییه را هم در ادوار مختلف برانگیخته است. آقای محسنی اژهای نیز در دوره یکسال و پنج ماهه ریاست قوه قضاییه، دست کم دو بار در این مورد اعتراض کرده است.
نکته دیگر اینکه حضور وکیل در تحقیقات مقدماتی الزامی است. هرچند با تبصره ماده ۴۸ آن را به وکلای مورد تایید قوه قضاییه اختصاص دادهاند اما همین تبصرهای که خلاف قانون اساسی است و بارها هم مورد انتقاد قرار گرفته نیز اجرا نمیشود.
پرسش این است که چرا دستگاه قضایی در مورد بازداشتهای ناموجه و عدم حضور وکیل در تحقیقات مقدماتی که اعتبار و حیثیت عدلیه را به چالش میکشد موضع قاطعی اتخاذ نمیکند؟
📡 کانال گفتارهای باقی
https://t.me/emadbaghi
وبسایت
www.emadbaghi.com
